3. رساله در رد يهود و اسلام‌.
4. رساله در رد اعتقاد به قضا و قدر.
5. مواعظ براي اعياد قبطي‌.
6. السُلَم الكبير، واژه‌نامه‌ٴ قبطي ـ عربي (حدود 1316).
اين كتاب اخير از نظر ما بيش‌از همه جالب است‌، به‌ويژه از اين لحاظ كه عنوان‌هاي مربوط به زبان قبطي در مقدمه بسيار كم است‌. قبلاً در مقدمه بر ترجمه‌ٴ قبطي كتاب مقدس‌، هوراپولون‌ (حدود چهارم ـ 1)، به يك پاپيروس پزشكي به زبان قبطي (حدود نهم ـ 2) اشاره كرده‌ام‌، ولي‌ متأسفانه از آثار قطبي در زمينه‌ٴ دستور زبان و لغت‌نويسي سخني نگفته‌ام‌.
زبان قبطي (مانند سرياني‌) به سرعت و تقريباً به‌طور كامل تحت‌الشعاع عربي قرار گرفت و هردو زبان تنها براي مقاصد ديني نگه‌داري شدند.1 بدين‌سان مقارن سده‌ٴ دهم تقريباً لازم بود كشيشان زبان قبطي را ياد بگيرند، چون ديگر آن‌را نمي‌توانستند از مادرانشان بياموزند. كتاب‌هاي‌ قديم مربوط به زبان‌شناسي قبطي كه در دست‌رس هست‌، مربوط به سده‌هاي يازدهم تا چهاردهم است و به‌دست كساني چون آتاناسيوس قوصي (سده‌ٴ يازدهم‌)، انبا يوحنا، اسقف‌ سَـمَـنود (حدود 1240)، ابوالفرج بن عَسّـال (حدود 1250)، ابواسحاق بن عَسّـال‌، ابن كاتب‌ قيصر، وجيه قَليوبي‌، ابن دُهَيري‌، ابوشاكر بن راهب (حدود 1280)، و بالاخره ابوالبركات‌ شمس‌الرياسه نوشته شده است‌. اين افراد كه به‌ترتيب زماني ناقصي برشمرده شدند، همه‌شان‌، جز اولي و آخري‌، به سده‌ٴ سيزدهم تعلق داشتند.
آثار زبان‌شناسي آنان از عربي اقتباس شده و از دو نوع بود: دستور زبان‌، كه مقدمه ناميده‌ مي‌شد و واژه‌نامه كه به آن نردبان (سُلًـم‌) مي‌گفتند. واژه‌ٴ سُلًـم‌، كه قبطيان به‌كار مي‌بردند، بسيار جامع بود و نه‌تنها واژه‌نامه‌، بلكه دستور زبان را هم شامل مي‌شد.
سُلـًم‌هاي قبطي را مي‌توان دو گروه كرد، آنهايي كه در آنها لهجه‌ٴ بحيري متداول در مصب نيل‌ به‌كار رفته و آنها كه حاوي واژه‌هاي صعيدي يا لهجه‌ٴ متداول در نيل علياست‌.
سُلًـم الكبير ابوالبركات به گروه اول تعلق دارد كه گروه بزرگ‌تر است‌. واژه‌هاي آن به‌ترتيب‌ موضوع به ده باب و 32 فصل تقسيم شده است‌. واژه‌نامه‌، مانند آثار مشابه قبلي و به زبان ديني‌ منحصر نيست‌، بلكه سعي مي‌كند تمام واژه‌هاي زبان را دربر گيرد: 1) خدا؛ 2) انسان و معايب و فضائلش‌، وسايل‌؛ 3) جانوران‌؛ 4) گياهان‌؛ 5) كاني‌ها؛ 6) جغرافيا؛ 7) عبادات‌؛ 8) مشاهير عهد عتيق و عهد جديد؛ 9) واژه‌هاي عبراني و يوناني‌؛ 10) واژه‌هايي كه جنسيتشان در عربي و قبطي‌ متفاوت است‌.


1. معتقدم همين نگه‌داري براي مراسم ديني مانع از كاربرد آن در امور غيرديني شد (اُسيريس 2، 447).